مرتضى مطهرى
39
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
جاى ديگر ظهور كند و اينها را به كلى منقرض نمايد و از بين ببرد . فقط به جامعه نگاه نكنيد ، يك جور ديگر هم مثال بزنيم : معمولًا در خانوادهها ، در اين زندگيهاى ما مىبينيد يك آدمى پيدا مىشود خيلى سختكوش ، پركار ، جدى ، تن به زحمت بده . اين فرد يك كارخانه يا يك تجارتخانه تأسيس مىكند ، كار و ابتكار را به حد اعلا مىرساند ، ولى خودش چون از يك خانوادهء طبقهء چهارى به وجود آمده عادت كرده به زندگى سخت ، به گرما و سرما و تحمل سختى . اينها او را يك انسان جدى بار آورده است . بعدها زن و بچهاش در اين زندگى كه مقرون به رفاه است بزرگ مىشوند . نسل بعد از او كه بچههاى او باشند يك آدمهاى متوسطى از آب در مىآيند . چون اوايل زندگيشان در زندگىِ همين آدم بوده و در سختى بزرگ شدهاند اينها هم تا حد زيادى آدمهاى جدى و كارآمدى هستند و آن ثروت را حفظ مىكنند ولى بچههاى اينها كه به وجود مىآيند ، چون تدريجاً زندگى و رفاه و خوشى را توسعه مىدهند ، كم كم از اين منزل مىروند به منزل ديگرى ، اين فرش را تبديل مىكنند به فرش ديگرى ، خوراكشان تغيير مىكند ، لباسشان تغيير مىكند ، زيورشان تغيير مىكند . ديگر آن نسل سوم يك موجودهايى مىشوند نازپرورده كه فقط بايد به آنها رسيد ، از كوچكترين رنج ناراحت مىشوند . در نتيجه ، قدرت اين را كه آن زندگى و آن ثروت را ضبط كنند ندارند . همين كه پدر مُرد ، در مدت كمى تمام زندگى را به باد مىدهند ، دوباره برمىگردند به همان صورت فقيرهاى درجهء اول و به مفلوكيت . بعد دومرتبه بچههاى اينها اگر بچههايى باشند كه در فقر و مسكنت بزرگ بشوند باز ممكن است از نوع همين حركت شروع بشود ؛ و لهذا در دنياى ما خيلى كم اتفاق مىافتد كه يك خانوادهء ثروتمند چهارپنج نسل پشت سر هم ثروتمند باقى بماند ، بلكه منقرض مىشود . همچنين مىبينيد دولت در يك خانوادهاى قرار مىگيرد ، دو سه نسل كه در ميان اينها هست از بين مىرود و از يك خانوادهء ديگر سر در مىآورد ، باز همينطور از خانوادهء ديگر سر درمىآورد ، كه اين با اصول ماركسيستها هم جور در نمىآيد ؛ يعنى يك حساب ديگرى است ، يك حساب روان شناسى است . شما سلسلههاى سلاطين را نگاه كنيد . هر سرسلسلهاى يك مرد جدىاى بوده كه در دامن سختيها پرورش پيدا كرده ، و او بوده كه توانسته قدرتى به وجود بياورد ، يك سلسلهاى را براندازد و نظمى ، امنيتى ، قدرتى ، شوكتى به وجود آورد ؛ زمينه براى بچه هاشان درست كردند . بچه هاشان تا يكى دو نسل از نظر اراده و سختكوشى بد نيستند ، ولى هرچه رو به اين طرف مىآيد كم كم اينها يك مردمان عشرت طلب و « نازپرورد تنعّم » در مىآيند . شاه اسماعيل صفوى را در نظر بگيريد و شاه سلطان حسين را . او كه سرسلسله است چه جور آدم مقتدرى است و اين چه جور ؟ همهء سرسلسلهها افرادى قوى بودهاند و همهء افرادى كه به دست آنها آن سلسله منقرض شده افرادى ضعيف بودهاند ، ولى اين ضعفشان علت دارد و آن اين است كه اينها كم كم به رفاه خو